هرمزگان با هویت معلق – خبرآنلاین

فرصتی کوتاه و گذرا که دردی از ناشناخته ها برای هرمزگان دوا نمی کند. حالا چرا بعد از این همه سال هرمزگان را آنطور که باید نمی شناسیم یا ارتباط سازنده ای با او برقرار نمی کنیم؟ آگاهی از محیط زیست چقدر مهم است؟ دانش چگونه است؟ اگر منطقه و اطراف آن را بشناسیم، چگونه از بحران و فرصت های پیش رو عبور خواهیم کرد؟ هرمزگان فرصت های اقتصادی زیادی داشت، چرا در دست دیگران بود و در دست ما نبود؟ چرا بیشتر مناطق هرمزگان توسعه نیافته است؟ شاید مشکل اصلی این است که فرهنگ در بین ما هرمزگانی ها ریشه دوانده است. مخصوصاً نسل ما که فرصت طلایی درک را از دست داد. در این مقاله به این خواهیم پرداخت که چرا شناخت درستی از هرمزگان وجود نداشت.

هویت برای انسان مانند ریشه درخت است

سریال Survivors را می توان یکی از بهترین سریال های تاریخ نامید. زیرا با 2% دیالوگ و ارائه 98% سوال و چالش برای مخاطب ایجاد می کند. در قسمت سوم و آخرین گام های این سریال، شخصیت نقش عجیبی را ایفا می کند. کوین گارنر به دنبال این است که از بحران خود که اسکیزوفرنی یا اختلال دوقطبی شدید است خلاص شود و جهان را که سورئال و پسا فاجعه بار است نجات دهد. وارد ضمیر ناخودآگاه می شود و هویت خود را از افکارش حذف می کند. این فصل به قدری نفس گیر بود که یکی از صدها سوالی که در مقابل مخاطبان مطرح می کند این است که هویت دقیقا چیست و چرا اینقدر مهم است؟

در تعریف هویت می توان گفت که افراد از زمان شناخت خود با پرسیدن از خود چه و چه کسی به جستجوی هویت خود می پردازند. هویتی که با آن بتواند به دنیای بهتری دست یابد. یعنی از من به ما و از دیروز به فردا. منشأ و قوم و ریشه من کجاست تا جایگاه خود را در جهان پیرامونم بهتر درک کنم؟» ریشه «هو» به معنای پایان، کمال مطلق و کامل است. به طور کلی هویت مجموعه ای از صفات و ویژگی های رفتاری است که هم ما را از دیگران متمایز می کند و هم به یک گروه اجتماعی تعلق داریم. ترکیب این دو هویت می شود و بیش از همه هویت ها هویت فرهنگی است.

سوال این است که برای رسیدن به مرحله شناخت هویت فرهنگی چه اتفاقی باید بیفتد؟ چگونه شناسایی و شناسایی کنیم؟ با همین اهرم هویت فرهنگی چگونه می توان به پرسش های کی و چیست پاسخ داد؟ پاسخ یکی آموزش است و دوم محیط و فضای زندگی; یعنی آموزش محتوا می سازد و محیط زندگی را شکل می دهد; البته فرم و محتوا را نمی توان از هم جدا کرد و به قول مسعود فراستی منتقد مشهور سینما، محتوا چیزی است که فرم می آفریند. زیرا اگر محتوا در فرم ظاهر نشود، نه تنها فرم را نداریم، بلکه محتوا نیز از بین می رود. حالا برگردیم به خودمان. یک هفته پیش در هرمزگان بود و طبق روال هر سال برنامه ها مانند سال گذشته ملی یا تکراری بود که ارتباط عمیقی با محیط زیست برقرار نکرد. در واقع برنامه ها مشکل فرمت داشتند. چرا؟ چون هیچ محتوایی برای آن نداشتیم. بی محتوا بودن هویت فرهنگی در ما هرمزگانی ها به نقطه ضعف عمیقی تبدیل شده است.

READ  این نماینده مجلس گفت: دریاچه ارومیه نفس های آخر خود را می کشد

مطالب را یاد بگیرید و فرم را ایجاد کنید

ابتدا فایل محتوا را باز می کنیم. ما به عنوان هرمزگانی از لحظه ای که به مدرسه رفتیم تا زمانی که با آن خداحافظی کردیم چیزی در مورد هویت فرهنگی نیاموختیم. هرگز مشکلی وجود نداشته است که هویت ما را به منطقه و ریشه های خود پیوند دهیم، در حالی که ذاتا مستقل هستیم. هم اکنون در طول سال های تحصیلی، تعریف جغرافیایی هرمزگان کافی بود تا چندین ماهی دریایی و تعدادی روستا و کوه در قالب یک بروشور و یک جزوه ارائه شود. ما در خانه ماهی خوردیم و طرح های چادر مهمانی محلی را دیدیم. اما در مدرسه خانواده هاشمی را در سفر به اصفهان و شیراز نگه می‌داشتیم و چند صد بار نسخه‌ای از آن را به معلم دادیم. این باعث ایجاد حس اسکیزوفرنی فرهنگی یا قطبی شدن در شناخت محیط می شود. هر دو فرهنگ برای ما مصنوعی بودند. آنچه در هرمزگانی به عنوان یک فرهنگ اتفاق می افتاد نقد و آموزش نمی شد و آنچه در مدرسه تدریس می شد در جغرافیای اطراف ما نمی گنجید. نه آن را پیدا کردیم و نه فهمیدیم. هرمزگانی را می شناسیم که وضعیت بدتری دارند و به سختی نام جزایر استان را می دانند.

بریم سراغ فرم. محیط زندگی ما در این منطقه گرمسیری او اصلاً شکل هرمزگان و جغرافیایش را نداشت. ما در اینجا ساختار واحدی در خور فرهنگ و ریشه نداشته ایم. اگر یک ساختار باشد، در سطوح پایین تر نمایش داده می شود. لندنی ها، حتی تاکسی هایشان، امضای شهرشان است. سازه ها و نمادهای شهرهای بزرگ یا حتی شهرهای کوچک کاملاً با فرهنگ و محل زندگی آنها همخوانی دارد. در بندرعباس بافت شهری هویت ندارد. بندرعباس را با قدمتی 400 ساله نه می توان قدیمی دانست و نه مدرن. بنابراین اگر ریشه های این شهر را نبینیم، مطمئناً آینده آن را نخواهیم دید. شهرهای هرمزگان در بی مکان و بی زمانی کاملا متوقف شده اند. شاید به این دلیل که کاندیدای ما و متولیانی که مدیران هستند، اهمیت هویت را درک نکرده اند یا به آن روی نیاورده اند.

هرمزگان با هویت معلق

عکس از اینترنت

تشخیص هویت یک مشکل رایج در ژاپن است

حال این سوال پیش می آید که هویت فرهنگی آنقدر مهم است که ارزش هزینه تحصیل و شکل دادن به محیط و شهر را دارد؟ شاید مردم ما خواهان فرهنگ خود نباشند؟ سوالات زیادی وجود دارد و برای هر پاسخی چالش ها و انتقادات زیادی وجود دارد. اما با یک مثال می توان تا حدودی به ابعاد این مقوله پی برد. یک مثال خوب ژاپن است. ژاپنی ها آنقدر ریشه در ریشه های خود دارند که به مرکز اقتصادی جهان تبدیل شده اند. همان ژاپنی که فرهنگ بودایی هند را با همه خدایان گوناگون، آداب و رسوم و رنگ های فاخرش وام گرفت و در محیطش آن را به دینی ساده و صلح آمیز تبدیل کرد. همان آیینی که یک بدنساز را در هند به یک زاهد تبدیل می کند، در ژاپن تبدیل به یک سامورایی شجاع می شود. یعنی ژاپن هر کاری ژاپنی می کند و فرهنگ ها را در درون خود انتقال می دهد تا در اوج بماند. ژاپنی ها هنوز در تلاشند تا سوشی و نودل سنتی خود را بپزند. آنها از طریق تجارت دریایی و آبزی پروری به اقتصاد کشور خود آموزش می دهند و به آنها کمک می کنند. شاید ژاپن می توانست بنشیند و به جای غذاهای دریایی، هات داگ آلمانی را تماشا کند و به فرزندان خود سفرنامه نویسی غربی بیاموزد، اما این کار را نکرد. البته باید توجه داشت که ژاپن این را مدیون روشنفکران قرن گذشته است که برای آشنایی با حکمت و فلسفه مدرن به غرب سفر کردند. با همان دست شناخت افکار جهان، خود را شناختند و از بحران بزرگ جنگ جهانی دوم، انفجار و سقوط هیروشیما زنده شدند و بهتر از قبل به بلوغ رسیدند. در کشور خودمان تعداد انگشت شماری شهر وجود دارند که با تکیه بر ریشه های خود توانسته اند به دستاوردهای غنی دست یابند. معروف ترین آنها اصفهان یا شیراز است. البته کاستی هایی دارند اما می توانند الگویی برای استان ما باشند.

READ  اتخاذ تصمیمات مهم بازار سهام در قوه قضائیه

هرمزگان غرق شد، نجاتش دهیم

حالا برگردیم به هرمزگان که وسط کوچه است و هنوز در پله اول برای آشنایی با هفته و فرهنگ مردمانش است. مدیران پروژه در روستا تصمیماتی می گیرند که تشخیص ماهی شور و شیرین را دشوار می کند. جغرافیای آن را درست نمی شناسند و ریشه آن را نمی دانند. حتی می توان گفت که هرمزگان به سختی در محتوای روزانه مردمش گنجانده شده است. یعنی آنقدر نقد و بررسی و تحقیق نشده که همچنان هرمزگان را سرزمین ناشناخته ها نامید. کودکان و نوجوانان این شهر تا زمانی که به بدنه این شهر نچسبند نمی توانند با تاروپود این فضا آشنا شوند. نتیجه این است که راه را پیدا نمی کنند. در این میان خواجه عطایی به دنیا نیامده بود که تیر توسعه را به دست بگیرد. نتیجه این است که پروژه های شکست خورده زیادی وجود دارد و هیچ ظرفیت اقتصادی در داخل هرمزگان شناسایی نشده است. مشکل مردم هرمزگان ریشه کن نشده است زیرا در ابتدا مشکل به خودی خود حل نشد. یعنی درب اقتصادی ایران غوطه ور در پروژه های ملی است نه محلی. اگر می خواهیم هرمزگان را نجات دهیم همان کاری را انجام دهید که کوین گارنر قهرمان سریال بازماندگان انجام داد. خودمان را پیدا کنیم، خودمان را بسازیم.

48


منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا