نظر منتقد آمریکایی درباره فیلم «تصور» که در جشنواره کن به نمایش درآمد


علی بهراد، فیلمنامه‌نویس و کارگردان، یک زن (لیلا خاتمی) و یک راننده تاکسی (مهرداد صدیقیان) را که نامی ندارند به مخاطبان معرفی می‌کند و سپس عکس‌های متعددی را دنبال می‌کند که ظاهراً هر ملاقات به‌عنوان شروع مجدد بین این دو است. در واقع عنوان فیلم دعوتی است از مخاطب برای ساختن معنای شخصی خود از داستان سرایی و بنابراین «تخیل» چیزی جز تأملی زودگذر در عشق و اشتیاق نیست.

چیزی که در این فیلم جذابیت خاصی دارد، فرصتی است که به مخاطب داده می شود تا جاهای خالی را پر کند.

این درام به عنوان بخشی مستقل از هفته منتقدان کن به نمایش درآمد و لیلا خاتمی (برنده جایزه اسکار برای جدایی) نقش زنی ناشناس را بازی کرد که یک راننده تاکسی را با مهرداد صدیقیان مجذوب خود کرد. مطالعه نقد فیلم می تواند به افزایش آگاهی از فیلم کمک کند، اما تخیل می تواند در جذب مخاطبان گسترده با چالش هایی روبرو شود.

فیلم در شب شروع می شود، جایی که یک راننده تاکسی مسافری را سوار می کند که اخیراً برادرش را از دست داده است. آنها شروع به صحبت در مورد زندگی و روابط می کنند، که الگوی عاقبت را تعیین می کند. زن بارها سوار تاکسی او شد و او را در جریان ماجرا قرار داد. زمان بین دور هم جمع شدنشون معلوم نیست و معلوم نیست که خارج از این شبگردی ها چقدر از همدیگه خبر دارن یا حتی اسم همدیگه رو میدونن.

وقایع فیلم لحنی رویایی دارند که این احساس را ایجاد می‌کنند که چیزی که در حال تماشای آن هستید واقعاً اتفاق نمی‌افتد و چندین سریال فانتزی به وضوح این حس را به مخاطب منتقل می‌کنند، اما در جاهای دیگر کارگردان به عمد از قراردادهای داستانی مرسوم برای راهنمایی بیننده استفاده می‌کند. اجتناب می کند. در یک جلسه، زن بخشی از گروهی است که می خواهند دوباره متحد شوند. در دیگری برای رفتن به مسابقه تیراندازی با کمان به فرودگاه می رود، در موقعیت بعدی همسرش را قبل از عروسی رها می کند و دفعه بعد با ترس از بارداری روبرو می شود. این گسست آشکار هرگز توسط شخصیت‌ها یا کارگردان تصدیق نمی‌شود، که به فیلم احساس آزادی یا رها شدن می‌دهد.

READ  ایران هم پیش بینی نکرده بود / کلاهی که سر صدام رفت

5757


منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا